مرتضى راوندى

302

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

برگرديم به اصل موضوع چون در يك قرن اخير ، فرهنگ و ادبيات ما كم و بيش تحت تأثير جنبشهاى اجتماعى و فكرى و ادبى غرب قرار گرفته است ، نظرى اجمالى به حيات ادبى غرب مىافكنيم : سير ادبيات در اروپا در سرزمين اروپا دو كشور باستانى يونان و روم قديم ، مهد فرهنگ و تمدن و ادبيات و هنر بودند . در آثار ادبى و مخصوصا هنرى اين دو كشور كه از قرن چهارم و پنجم قبل از ميلاد به يادگار مانده است ، ظرافت ، دقّت و درستى سبك و مفهوم به نحو بارزى به چشم مىخورد ، به‌همين مناسبت امروز اصطلاح « كلاسيسيسم » « 1 » را كه يادگار عهد كهن است در مقابل « رمانتيسم » به كار مىبرند كه آن نيز نهضتى ادبى و هنرى است ، مربوط به اواخر قرن هيجدهم و نوزدهم ميلادى كه موازين و قواعد سنتهاى كلاسيسيسم را مانع درك طبيعت و بيان خصوصيات آن مىشمرد . به‌همين مناسبت اصول و مبانى و مقررات كلاسيسيسم پايدار نماند و مورد انتقاد و خرده‌گيرى قرار گرفت و در نتيجه كلاسيسيسم نوين با « نئوكلاسيسيسم » « 2 » در دورهء « رنسانس » پديدار گرديد . در اين دوره ، اروپا از خواب ديرين قرون وسطايى بيدار شد ، و در نتيجهء پايان جنگهاى صليبى و استقرار مناسبات اقتصادى بين شرق و غرب و آشنا شدن اروپائيان با فرهنگ و تمدن اسلامى و ايجاد راهها و وسايل ارتباطى بين آسيا و اروپا و بهتر شدن وضع كشاورزى و صنايع دستى ، مردم اروپاى مركزى و ايتاليا جانى تازه يافتند و شهرهاى جديدى در مسير راههاى تجارى ايجاد گرديد . در دورهء رنسانس كه جنگهاى فئودالى و نفوذ ارتجاعى كليساى كاتوليك و پاپها ، رو به نقصان نهاده بود ، مردم شهرنشين توجه شايانى به آثار يونانيان و روميان باستان ، خاصه آثار افلاتون ، سيسرو ، هراكليت ، دموكريت و ارسطو و ديگران نشان دادند ، كتاب جمهوريت افلاتون كه در آن كمابيش ، افكار و انديشه‌هاى دموكراتيك به چشم مىخورد ، مورد توجه قرار گرفت ، چه او چهار قرن قبل از ميلاد مسيح از سوسياليسم ، طرفدارى و از حقوق زنان ، تحديد توالد و تناسل ، تعليم و تربيت نسل جوان و تزكيه نسل ، سخن گفت و اين تعاليم براى اروپاى عهد رنسانس كه تازه در خط تمدن جديد قدم نهاده بود ، جالب و دلنشين بود . « اين نهضت در همهء مراحل فرهنگ اروپايى رسوخ يافت . در فلورانس « كوزيمو دمديچى » آكادمى افلاتون را تأسيس

--> ( 1 ) . Classicism ( 2 ) . Neoclassicism